تبليغاتX
طراوت باران
آرام,باانگشتی ازنوربه شیشه قلبم میزندومیگوید:بنده من!همه احساست رابه من بسپارتاشاعرت کنم,تاعاشقت...

بسمه تعالی

صلی الله علیک یا علی ابن موسی الرضا

صلی الله علی روحک و بدنک

بابی انت و امی و نفسی

 

 

 زیباست که این غزال تقدیرتو شد

 پابند اگر شد همه تقصیر توشد

 آمد که ســرک کشـد به دریای دلت

      لبخند زدی ، دلش نمک گیر تو شد

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 5:5  توسط یکتا | 

بسم رب الرحمه

 

گرچه چند روزیه که دلگیرم و نوار زندگیم -انگار که روی تکرار گذاشته باشنش- مدام داره

خاطرات چند ماه اخیر عمرم رو مرور میکنه اما هروقت که به اینجا ها میرسه آروم میشم...

 

یاحبیب من لا حبیب له  یاسند من لا سند له  یاعماد من لا عماد له  یاانیس من لا انیس له...

مولای یا مولای   انت المولا و انا العبد  و هل یرحم العبد الا المولا...

الهی کیف ادعوک و انا انا و کیف اقطع رجایی منک و انت انت...

 

به اینجاها که میرسه آروم آروم میشم...

احساس اینکه خدا توی بغلش جام میده  آرامبخش ترین مسکّن روحمه.

تمام سرزمینم بازوان توست میخواهم       میان سرزمین آرزوهایم رها باشم

............ اینجاست که دلم میخواد داد بزنم : خدایا دوستت دارم .............

خدایا بخاطر همه ی خاطراتی که بهم دادی      شکر

خدایا بخاطر همه ی محبتهایی که نثارم کردی    شکر

خدایا بخاطر محبتی که منرو به تو نزدیکتر کرد     شکر

خدایا بخاطر اینکه محبت کردن رو بیشتر از قبل یادم دادی   شکر

خدایا بخاطر اینکه بهتر خودمو نشونم دادی    شکر

خدایا بخاطر همه ی نعمتهایی که از رحمتت بهم دادی    شکر

خدایا بخاطر همه ی چیزهایی که بخاطر حکمتت ازم گرفتی   شکر

 

 

نیست حتی فکر آنی کوه کندن در توانم

در کتاب عشق اما قهرمان داستانم

با اناری سرخ پیوندم زدند از روز اول

ترش و شیرین شهد می ریزد ز یاقوت دهانم

گوش تا گوش -از صدف لبریز- گردنبند دارم

تا سرود عشق را از حفظ با دریا بخوانم

باد میرقصد جنون آمیز از وقتیکه دیده

لانه ی گنجشکها را لابلای گیسوانم

تا پلنگی ماه را در برکه ام حتی نبیند

چادرم را زیر طاق آسمانها میکشانم

چشم می بندم خیال دلبری در سر ندارم

غمزه می ریزد ولی از گوشه ی تیر و کمانم

آسمان هر بار حس میگیرد از باران مهرم

وقت باریدن سخاوتمند تر از آسمانم

کودکان شهر آرامند تا جاریست هرشب

لهجه ی شیرین مادر بودن من بر زبانم

....

..... یاعلی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 13:0  توسط یکتا | 

بسمه تعالی
سلام علی اهل رمضان

 

 

چه حس قشنگیه مادر شدن


چقدر قشنگ تره پدر شدن


تازه پدر بزرگ شدن حالش بیشتره


شنیدین میگن بچه بادومه ، نوه مغز بادوم...
حالا بگیرین و برین...


ببینین کدومشون خوشحال ترن از اون برات بگیرین...


برات...

 
تازه اگه خودش هم کریم باشه که...
یا کریم...

یا کریم...

شبهای قدر در راهند...

شبهای رقم خوردن تقدیر ها...

شبهایی که خدای مهربون علی، عظمت خداییش رو به رخ میکشه...

کاش ما هم بنده های خوبی باشیم و عمق بندگیمون رو...

التماس دعا برای همه ی اونایی که محتاج گوشه ای از دعا های شما هستن.

التماس دعا برای همه ی اونایی که حتی خودشون در حق خودشون دعا نمیکنن.

التماس دعا برای همه ی اونایی که دم سحر و افطار یه قطره اشک حسرت از گوشه ی چشماشون سرازیر میشه و آرزو میکنند کاش بجای شما بودن...

بعضی هاشون بخاطر بیماری جسمی از این فیض دورن  و بعضی هاشون هم بخاطر بیماری گناه...

التماس دعا برای اونایی که پارسال پا به پای ما احیا گرفتند اما امسال...

اما مهمتر از همه...

تو رو خدا کنار همه ی دعا هاتون یه دعای مخصوص برا مسافر ما هم بکنید که غبار جاده رو با قدمهاش بشوره و بیاد...

دعا کنید که شاید بهار برگردد...

برگردد...     اللهم عجل لولیک الفرج

                اللهم عجل لولیک الفرج

                اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 به برکت رمضان موفق موید و همواره عزیز باشید                                 یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 12:11  توسط یکتا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ساده با گریستن خویش زاده میشویم و چه ساده تر با گریستن دیگران از دنیا میرویم و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام "زندگی"...

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
طراوت باران
وبلاگ شاعران جوان قم
نرگسها
کلمات عاشقانه خدا
کاروان دل
گنجشکهای پائیز
فرزند ایران اسلامی
من و غزل
دنیای کوچک زینب
صبا رهگذر
گاهی منم گاهی...هیچ کس!
اشعار محمد رضا هاشمی زاده
نگاهت بهانه بود
آیینه ها دچار فراموشیند
مریم ها و یاکریم ها میدانند
حسین جان
تجلی
دکتر داود بیات
یاد امام و شهدا
مبارز
مرا احساس خوشی است با تو بودن
قره نی
لواءالزینب
شهر عشق
دختر مشرقی
چو ایران مباشد تن من مباد
هیئت محبین ام الائمه فاطمه الزهرا
بانوی شعر شهدا
اندیشه
دانشجويان عمران دانشگاه رازي
یاران حسین
قاصدک رها
بانوی بی حرم
طره
مدیون خدا
سکوت
آخرین سطر گریه
الهه نور
سکنجبین
پیاده در باران
نقد وهابیت
عشاق الحسين
رامسر بهشت زمینی خدا
ساعت عشق
عشق زلال
سیاه چادر
دلخواسته های من
سنگ مهربون من
منتظر
طعم غزل
در گلو شکست
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان